بازی در کودکان
5 مهر ماه 1393

    از همان ابتدای تولد که شیرخوار شروع یه پاسخ دادن به محرک های محیطی و اجتماعی می کند، در واقع به دنبال تعامل با   محیط اطراف خود است. در شش ماه اول تولد ارتباط باد محیط بیرونی بیشتر وابسته به حالت های درونی و نیاز های اولیه ای مثل گرسنگی و نیاز به دفع است. به تدریج خلق و خوی نوزاد با هیحانات محیط بیرون هماهنگی بیشتری پیدا می کند و تغییرات بیرونی به راحتی می توانند بر آن موْثر واقع شود.  

   با توجه با ارتباط نزدیک خلق و رفتار، کودک به تدریج با افزایش سن و ایجاد رفتارهای تازه از جمله بازی و شیطنت درصدد  کسب لذت و به دست آوردن هیجانات توأم به شادی بر می آید. بازی ها مجموعه ای از رفتارها و فعالیت های ذهنی و جسمانی هستند که موجب خوشحالی، لذت و سرخوشی می شوند. بازی برای تمام سنین رفتاری انطباقی به شمار می رود ولی میزان و اهمیت آن در سنین مختلف متفاوت است. در دوران کودکی بازی بخش اصلی زندگی کودک را تشکیل می دهد و اهمیت آن در شناخت محیط پیرامون و اقناع حس کنجکاوی و نیز شناخت نقش و هویت فردی و اجتماعی و پویایی توانمندی های ذهنی و جسمی انسان بر کسی پوشیده نیست.

   کودک از راه بازی به تکامل می رسد. بازی یک کودک همانند کار یک انسان بالغ است و هر دو می توانند مثمر و خوشحال باشند. فکر اشتباهی است اگر بازی را فقط روشی برای مشغول ساختن بچه ها بدانیم تا به دست وپای بزرگترها نپیچند.

بازی موضوعی نیست که بتوان بدون توجه ویژه به آن و فقط به عنوان وقت گذرانی در دوران کودکی به آن نگریست. بازی کودکان امری مفید و پر ثمر است. کودکان می توانند در وهله نخست از طریق بازی یاد بگیرند، تجربه و آزمایش کنند و بیاموزند که چگونه شاد باشند و از زندگی لذت ببرند.

   کودکان در بازی های تک نفره با اشیاء و خاصیت های آن ها آشنا می شوند و اطلاعات پایه ی خود را در مورد دنیای پیرامون خود بالا می برند. در بازی های گروهی نیز ضمن شناخت نقش و هویت خود به نقش دیگران هم پی می برند. قواعد تعامل اجتماعی را به تدریج می آموزند و به مقررات موجود اجتماعی تن می دهند. علاوه بر آن یاد می گیرند که چگونه بر اضطراب ها و نگرانی ها و ناکامی های خود در ضمن بازی غلبه کنند و بتوانند در موقعیت های برد و باخت رفتار مناسب از خود نشان دهند. تمام این دستاوردها کودکان را برای ورود به دنیای پیچیده ی بزرگسالی آماده می کند.

   یکی از وظایف ما والدین این است که نشاط موجود در فعالیت و کنجکاوی کودکان خود را همواره زنده نگه داریم. ما کودکان را به بازی تشویق می کنیم و مکان، وسایل، افراد لازم و حتی خودمان را در دسترس آن هاد قرار می دهیم. نکته مورد توجه وجود اسباب بازی و تنوع آن ها است. معمولا در فرهنگ ما و یا بهتر بگویم در خرده فرهنگ های ما، میزان اسباب بازی ها بیشتر از حد معمول است و چه بسا همین وفور کورمان می کند و ازکشف قوه ابتکار و استعداد فرزندمان باز می مانیم. مهم آن است که اجازه بدهیم کودک از وسایل بازی خود استفاده کند و جدا از کسب لذت از راه بازی تجربه کند و در مسیر پرورش ذهنی قرار گیرد. در عالم بازی کودکانه، اشخاص مهم تر از وسایل و محل بازی اند. جمعی از دوستان همراه و صمیمی یکی از بهترین امکاناتی است که می توانیم در اختیار کودکانمان قرار دهیم. معمولن اگر حیلی حساس نباشیم، این گونه جمع ها خود به خود تشکیل می شود و اگر بنا به دلایلی این جمع تشکیل نشد باید او را یاری داد تا جمع مناسب را پیدا کند.

   علاوه بر تلاش برای بازی کودکانمان با همتاهای دیگر، توجه به این نکته ضروری است که کودک ؛تنها بازی کردن؛ را نیز یاد بگیرد. هر چند این مورد هم به طور طبیعی تحقق می یابد و تنها زمانی ممکن است عملی شود که خود ما بدون آن که آگاه باشیم، بیش از حد از مودک حمایت کنیم و با این حمایت افراطی باعث شویم وابستگی کودک به ما ادامه یابد.

   والد آگاه می داند که چه وقت با بچه اش بازی کند و چه زمانی او را به بازی انفرادی راغب سازد و نیز در همه حال دقت کند تا دریابد بازی کودک از چه نوعی است و چه کیفیتی در آن غالب است.